معنی قوتی
4 بازدید
(ترکی، اِ) حقه و تبنگوی کوچک که نوعاً از چوب تراشند و از نقره و مقوا و جز آن نیز سازند و در آن سنگهای گرانبها و معجون و مانند آن را حفظ کنند. (ناظم الاطباء) (آنندراج). رجوع به قوطی شود.
کلمات همقافیه با «قوتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر