معنی قوتائیس

معنی قوتائیس

4 بازدید
(اِخ) یکی از شهرستانهای گرجستان است که بر نهر «ریون» واقع است و یکی از ایستگاههای راه آهن میباشد، و بوسیلهٔ جاده های شوسه با شهرستانهای باطوم، سوخوم و تبی لیس یا تفلیس و همچنین بواسطهٔ جادهٔ نظامی عوسه تین با قفقاز شمالی مربوط میگردد. ۱۲۸هزار تن جمعیت دارد و پس از تفلیس شهرستان دوم صنعتی از جمهوری گرجستان به شمار میرود. در اینجا کارخانه های بزرگ ماشین سازی و اتومبیل سازی (در مقیاس جماهیر متفقه)، شیمیائی، ماهوت بافی، خیاطی موجود است، و نیز کوم بنیاتهای چرمی، کفاشی، ابریشمی، کنسروسازی، قنادی، خبازی، آبجوسازی، تهیهٔ انواع گوناگون ظروف، تهیهٔ مصالح بنائی، معمل شیشه گری، بلورسازی و امثال و نظایر آنها دائر و در کارند و کارخانهٔ برق عظیم لنین احتیاجات گوناگون صناعی را تأمین میکند. این شهر از نظر فرهنگی هم به ترقیات روزافزون نایل میشود. این شهرستان از بلاد قدیمی است و مؤلفان کمی قبل از میلاد نام آن را ذکر می کنند. (از دایرة المعارف شوروی).

کلمات هم‌قافیه با «قوتائیس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید