معنی قوانص
6 بازدید
[ قَ نِ ] (ع اِ) سنگدان. (فهرست مخزن الادویه). جِ قانصة، بمعنی روده و اندرون مرغ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ابن بیطار) (ناظم الاطباء). رجوع به قانصة و قوانس شود. || قوانص طیور؛ مرغان شکاری و از این است حدیث فتخرج النار علیهم قوانص تخطفهم قطفا خطف الجارحة الصید. || ستون خرد که بر آن سقف و مانند آن گذارند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قوانص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نص» برای سرودن شعر