معنی قوام‌السلطنة

معنی قوام‌السلطنة

6 بازدید
[ قَ مُسْ سَ طَ نَ ] (اِخ) احمد قوام فرزند مرحوم میرزا ابراهیم معتمدالسلطنة. از رجال بزرگ سیاسی ایران و برادر کهتر حسن وثوق (وثوق الدوله) است. سال تولد وی ۱۲۵۲ هـ . ش. است و در روز ۳۱ تیر ماه ۱۳۳۴ هـ . ش. وفات یافت. رویهم هفت بار به نخست وزیری و بیش از بیست بار به وزارت رسید. در نظم و نثر صاحب ذوق و چیره دست و جامع کمالات و سیاستمداری بزرگ بود. در جنگ دوم جهانی (۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ م.) قوای شوروی و انگلستان قسمتهایی از ایران را اشغال کرده بودند و پس از خاتمهٔ جنگ، دولت روسیه شوروی حاضر به ترک و تخلیهٔ ایران نبود و میل داشت که امتیازاتی در مورد نفت نواحی شمال ایران به دست آورد و به همین منظور عده ای از کمونیست های نشان دار را در آذربایجان تقویت کرد و در آنجا دولت جداگانه ای به ریاست سیدجعفر پیشه وری مدیر روزنامهٔ آژیر تشکیل داد. قوام برای حل و فصل این موضوع در روز ۲۹ بهمن ۱۳۲۴ هـ . ش. با هیأتی به مسکو رفت و پس از ملاقاتهایی که با استالین نخست وزیر و مولوتف وزیر امور خارجه و سایر زمامداران شوروی به عمل آورد قرار نهاد که پس از تخلیهٔ ایران از قوای شوروی موافقت نامهٔ شرکت مختلط نفت ایران و شوروی را در خصوص نفت شمال ایران برای تصویب به مجلس شورای ملی ببرد. دولت شوروی پس از اینکه اطمینان حاصل کرد که این موافقت نامه در مجلس شورا تصویب خواهد شد، در بهار سال ۱۳۲۵ هـ . ش. پس از پنج سال قوای خود را از ایران خارج و نواحی اشغالی را تخلیه کرد و از پشتیبانی دولت پوشالی دموکرات پیشه وری خودداری نمود. قوام اطمینان داشت که چنین موافقت نامه ای هیچگاه از تصویب مجلس شورای ملی نخواهد گذشت. بالاخره در روز ۲۹ مهر ۱۳۲۶ هـ . ش. قوام نطقی در مجلس شورا ایراد کرد، سپس طرح پیشنهادی اکثر نمایندگان مجلس که از اعضای حزب دموکرات ایران بودند و قوام رهبر آن بود (در مورد موافقت نامهٔ نفت) به مجلس تقدیم گردید و از ۱۰۴ نفر عدهٔ حاضر در مجلس ۱۰۲ نفر رأی مخالف دادند و در نتیجه موافقت نامهٔ شرکت مختلط نفت ایران و شوروی رد شد و بلااثر گردید. (تاریخ برگزیدگان مشاهیر ایران و عرب صص ۲۴۱ - ۲۴۴).

کلمات هم‌قافیه با «قوام‌السلطنة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید