معنی قوام‌الدین

معنی قوام‌الدین

8 بازدید
[ قَ مُدْ دی ] (اِخ) لقب بهاءالدوله، ابونصربن عضدالدوله بن رکن الدوله بن بویه. رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ص ۴۳۰ و بهاءالدوله شود.
[ قَ مُدْ دی ] (اِخ) حسن. معروف به حاجی قوام. از وزرای شاه شیخ ابواسحاق بود. حافظ دربارهٔ وی اشعاری دارد: بعهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد تا آنجا که گوید: دگر کریم چو حاجی قوام دریادل که نام نیک ببرد از جهان به بخشش و داد. حافظ (چ قزوینی ص ۲۶۳). دریای اخضر فلک و کشتی هلال هستند غرق نعمت حاجی قوام ما. حافظ (از سعدی تا جامی ص ۳۰۴). محمود کتبی در تاریخ خاندان آل مظفر وفات خواجه قوام الدین حسن را بسال ۷۵۴ هـ . ق. ذکر میکند. (از سعدی تا جامی ص ۳۰۴). حاجی قوام در روز جمعه ششم ربیع الاول سال ۷۵۴ هـ . ق. درگذشت. وی از اکابر رؤس فارس بود و مثل او به کرم و خیرات و مبرات و خصایل پسندیده در فارس کسی نشان نداده است. (تاریخ گزیده چ لندن صص ۴۵۶ - ۴۵۷).
[ قَ مُدْ دی ] (اِخ) عبداللََّه. از قرای معروف و استاد خواجه حافظ شیرازی است. شاه شجاع نیز به مجلس درس مولانا قوام الدین حاضر میشد. (از سعدی تا جامی تألیف ادوارد براون ترجمهٔ علی اصغر حکمت ص ۱۸۲).
[ قَ مُدْ دی ] (اِخ) محمدبن سیدمحمدمهدی حسینی سیفی قزوینی. از فقهاء و ادبا و شعرای عهد صفویه و از شاگردان شیخ جعفر قاضی است. او راست: ۱ -ارجوزة فی الاخلاق. ۲ -ارجوزة فی الاسطرلاب، و این نظم صحیفة الاسطرلاب شیخ بهایی است. ۳ -ارجوزة فی اصول الفقه که منظومهٔ زیدهٔ شیخ بهایی است. ۴ - ارجوزة فی البیان. ۵ -ارجوزة فی التجوید که نظم شاطبیه است. ۶ -ارجوزة فی الحساب. ۷ -ارجوزة فی الخط. ۸ -ارجوزة فی الصرف که فی وافیه نام دارد. ۹ -ارجوزة فی الطب، بنام مفرح القوام. ۱۰ -ارجوزة فی الفقه، بنام تحفهٔ قوامیه. ۱۱ -ارجوزة فی النحو، بنام صافیه. وی بسال ۱۱۵۰ هـ . ق. درگذشت. (الذریعه و روضات الجنات و ریحانةالادب ج ۳ ص ۳۲۲).
[ قَ مُدْ دی ] (اِخ) محمد صاحب عیار. وزیر شاه شجاع بود و به سال ۷۶۴ هـ . ق. به امر پادشاه مزبور کشته شد. حافظ دربارهٔ وی اشعاری دارد که مطلعش این است : اعظم قوام دولت و دین آنکه بر درش از بهر خاکبوس نمودی فلک سجود.حافظ. زمانه گرنه زر قلب داشتی کارش به دست آصف صاحب عیار بایستی.حافظ. در تاریخ گزیده آمده است: خواجه قوام الدین محمد بسال ۷۵۰ هـ . ق. به وزارت شاه شجاع منصوب گردید و بسال ۷۵۱ نیابت به او مفوض گشت و بسال ۷۵۵ هـ . ق. نیابت سلطنت یافت و در سال دیگر به قائم مقامی در کرمان بنشست و بترتیب شاه شجاع اختصاص داشت. (تاریخ گزیده چ لندن ص ۶۵۰، ۶۶۲، ۶۸۴، ۶۸۷، ۶۹۲).

کلمات هم‌قافیه با «قوام‌الدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید