معنی قواضب
7 بازدید
[ قَ ضِ ] (ع ص، اِ) جِ قاضب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بمعنی تیغ های بران. (آنندراج): و مردم شهر اندر حالت اختلاط کتایب و اختراط قواضب و تمکین یافتن نیزه ها در سینه ها و شمشیرها در مفاصل و اعضا با ایشان مقاومت نتوانند کرد. (تاریخ بیهق ص ۱۴). رجوع به قاضب شود.
کلمات همقافیه با «قواضب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضب» برای سرودن شعر