معنی قواریر
7 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) جِ قارورة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). بمعنی شیشه ها. (آنندراج): {/Bوَ یُطََافُ عَلَیْهِمْ بِآنِیَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَکْوََابٍ کََانَتْ قَوََارِیرَا. `قَوََارِیرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهََا تَقْدِیراً. ۱-۱۵۷۶:۱۵-۱۶/}/(قرآن ۷۶/۱۵-۱۶). || بول ها و شاش ها. || حقه های باروت. رجوع به قارورة شود. - قواریرالنفط؛ از ابزار و سلاح جنگ است و آن ظرفی است که در آن نفت کنند و بسوی قلعه ها و حصارها پرتاب نمایند تا آنها را بسوزانند. نفاطة. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۱۳۸). رجوع به تاریخ تمدن جرجی زیدان ج ۱ ص ۱۶۲ شود.[ قَ ] (اِخ) از دژهای زبید است در یمن. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قواریر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر