معنی قوارة
5 بازدید
[ قُ رَ ] (ع اِ) جامه و جز آن گرد بریده یا مخصوص است به ادیم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج). آنچه از اطراف چیزی بریده باشند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (ص) چیزی اطراف بریده. (منتهی الارب). هر چیز اطراف بریده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). از اضداد است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قَواره شود.[ قُ رَ ] (اِخ) موضعی است میان بصره و مدینه. (منتهی الارب). دارای چشمه ها و نخلستانهای بسیاری است و از عیسی بن جعفر است. و بین راجیه و بطن الرمه و نزدیک متالع قرار دارد. گفته اند قواره آبی است از بین یربوع. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «قوارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر