معنی قوادیان
6 بازدید
[ قَ ] (اِخ) شهری است از خراسان: طولش از جزایر خالدات «فب» و عرض از خط استوا «لح»، کیقباد اول کیانیان ساخت. شهری کوچک است و قصبات نویده و واشجرد و شومان از توابع اوست. هوای گرمسیری دارد و در او زعفران بسیار بود. (نزهة القلوب ج ۳ ص ۱۵۶). ولایت و شهری است بر کنار جیحون فوق ترمذ و میان آن وختل. این شهر از ترمذ کوچکتر است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قوادیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر