معنی قوابع
3 بازدید
[ قَ بِ ] (ع ص، اِ) پس ماندگان. (منتهی الارب). خیل قوابع؛ اسبان ماندهٔ سپس اسب پیشی گیرنده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قوابع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر