معنی قهقهة
7 بازدید
[ قَ قَ هَ ] (ع اِمص، اِ) قهقهه. خندهٔ سخت با آواز و گردانیدن آواز در خنده. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). خنده به آواز بلند. (برهان). رجوع به قه شود. || رفتار سخت. (ناظم الاطباء). || نوعی از رفتار و آن مقلوب هقهقه است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || آواز غلغل فروریختن شراب یا مایع دیگر از صراحی و قرابه و غیره. رجوع به قهقه شود. || آواز کبک. (یادداشت مؤلف): اندر پس هر خنده که صد گریه مهیاست در قهقههٔ کبک دو صد چنگل باز است. حافظ. دیدی آن قهقههٔ کبک خرامان حافظ که ز سرپنجهٔ شاهین قضا غافل بود.حافظ.
کلمات همقافیه با «قهقهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر