معنی قهقاع
7 بازدید
[ قِ ] (ع مص) خندیدن خرس. (اقرب الموارد) (آنندراج) (منتهی الارب). قهقههٔ خرس: قهقع الدب قهقاعاً؛ ضحک. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قهقاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر