معنی قهز
12 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) جامهٔ پشمی سرخ مانند مرغزی و گاهی ابریشم را هم در آن خلط کنند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). و گویند آن خود ابریشم است و گویند جامه ای است سپید آمیخته با حریر. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نوعی است از جامهٔ پشمین چون مرغزی و گاه با حریر مخلوط است. (از معجم البلدان) (منتهی الارب).[ قَ ] (ع مص) برجهیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).[ قَ / قِ ] (اِخ) موضعی است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قهز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هز» برای سرودن شعر