معنی قهبة
6 بازدید
[ قَ بَ ] (ع ص) مؤنث قهب بمعنی سپید که بر وی تیرگی باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به قهب شود.[ قَ هِ بَ ] (ع ص) سپید که بر وی تیرگی باشد. (منتهی الارب). رجوع به قَهب شود. || کوه بزرگ و گویند دراز. || شتر کهنسال. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به قهب شود.[ قُ بَ ] (ع اِمص) سپیدی مایل به تیرگی. و قال الاصمعی غبرة الی سواد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به قَهبة و قهب شود.
کلمات همقافیه با «قهبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر