معنی قنور
5 بازدید
[ قَ نَ وْ وَ ] (ع ص) کلان سر. || سرکش. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || دشوارخوی و سخت و درشت از هر چیزی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). فظ غلیظ. (اقرب الموارد).[ قَ نْ نو ] (اِخ) نمک زاری است به بادیه که نمک آن در غایت خوبی و تیزی و جودت باشد. (منتهی الارب). بنابه گفته ازهری نمکزاری است در بادیه. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قنور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر