معنی قنفرش
7 بازدید
[ قَ فَ رِ ] (ع ص) گنده پیر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). گنده پیر کلانسال. (ناظم الاطباء). العجوز الکبیرة المتشنجة. ج، قفارش. (اقرب الموارد). || سر نرهٔ سطبر و دفزک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قنفرش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر