معنی قنطال
8 بازدید
[ قِ ] (اِخ) نام پادشاه روس است که اسکندر را نوازش کرد و جمیع ممالک خود را بدو داد. (برهان) (آنندراج): چو قنطال روسی که سالار بود شد آگه که گردون بدین کار بود. نظامی (از حاشیهٔ برهان). به لشکر چنین گفت قنطال روس که مردافکنان را چه باک از عروس.نظامی.
کلمات همقافیه با «قنطال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر