معنی قنص
5 بازدید
[ قَ ] (ع مص) شکار کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ قَ نَ ] (ع اِ) شکار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مصید. (اقرب الموارد) (محیط المحیط).[ قِ ] (ع اِ) بن و نژاد چیزی. (منتهی الارب). اصل. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قنص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نص» برای سرودن شعر