معنی قنسرینی
6 بازدید
[ قِ نْ نَ نی ی ] (ص نسبی) نسبت است به قنسرین. (از لباب الانساب) (اقرب الموارد). رجوع به قنسرین و قنسرون شود.[ قِ نْ نَ ] (اِخ) کلثوم بن عمرو عتابی مکنی به ابوعمرو. به فضل و ادب معروف است و اشعار نغزی دارد. رجوع به لباب الانساب شود.
کلمات همقافیه با «قنسرینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر