معنی قندیل یخ
6 بازدید
[ قِ لِ یَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) چیزی میان تهی که یخ در آن گذارند. (از آنندراج): ترا با من دم خوش درنگیرد بقندیل یخ آتش درنگیرد. نظامی (از آنندراج). رجوع به قندیل تیرشود.
کلمات همقافیه با «قندیل یخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر