معنی قندیلکش
5 بازدید
[ قِ کُ ] (نف مرکب) باد قندیل کش؛ بادی که بشدت وزد و چراغها و قندیلها خاموش کند: که ایمن بود مرد بیدارهش ز غوغای این باد قندیل کش.نظامی.
کلمات همقافیه با «قندیلکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر