معنی قندز

معنی قندز

6 بازدید
[ قُ دُ ] (اِ) نام جانوری است شبیه به روباه و بعضی گویند جانوری است شبیه به سگ و در ترکستان بسیار است و بعضی دیگر گویند سگ آبی است و آش بچه ها که جُند بیدستر باشد، خصیهٔ اوست. (برهان). قندز MMM قندوز ترکی. (فهرست مخزن الادویه) قندس. (فرهنگ دزی). کندس MMM کندز (تفس). کاستر(سگ آبی، کلب الماء - بیدستر). (دزی ج ۲ ص ۴۱۰ از حاشیه برهان چ معین). || پوستی که سلاطین پوشند و کلاه نیز سازند گویند پوست همان جانور است. || یکی از نام های شراب. (برهان) (آنندراج). می و شراب. (ناظم الاطباء). || کنایه از شب تاریک چه قندز شب، سیاهی شب را گویند و هر گاه گویند «با قندز آرد»، مراد آن باشد که به شب آورد و شب شود همچنان که قاقم کنایه از روز است. (برهان) (آنندراج): صبح فنک پوش را ابر زره در قبا برده کلاه زرش قندز شب را ز تاب. خاقانی (دیوان ص ۴۲ از حاشیهٔ برهان چ معین). - قندز سنجاب رنگ؛ کنایه از آسمان و روزگار. (انجمن آرای ناصری): تات چو قندز نکند خانه تنگ بگذر ازین قندز سنجاب رنگ.
[ قُ دُ ] (اِخ) نام ولایتی است نزدیک بظلمات. (برهان). مخفف قهندز، معرب کهن دز است. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به قندوز شود.

کلمات هم‌قافیه با «قندز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید