معنی قنبیطی
5 بازدید
[ قُ نْ نَ ] (ص نسبی) نسبت است به قنبیط و فروش آن. گروهی از محدثان به این نام مشهورند. (از لباب الانساب). رجوع به قنبیط شود.[ قُ نْ نَ ] (اِخ) محمدبن حسین بن خالد بغدادی مکنی به ابوالحسن. از محدثان است. وی از ابراهیم بن سعید جوهری و یعقوب دورقی روایت شنید و از او خواهرزادهٔ وی عیسی بن حامد رخجی و ابوعلی صواف روایت دارند. او مردی ثقه بود و بسال ۳۰۴ هـ . ق. درگذشت. (از لباب الانساب) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قنبیطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر