معنی قنبیر
5 بازدید
[ قِمْ ] (ع اِ) قُنَیْبِر. گیاهی است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مردم عراق آن را بقر خوانند. (اقرب الموارد). قنبیل است که به فارسی کنبیل نامند. (فهرست مخزن الادویة). درمنه ترکی. (مهذب الاسماء). رجوع به قنبیر و قنبیل شود.
کلمات همقافیه با «قنبیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر