معنی قنبلی
7 بازدید
[ قُمْ بُ ] (ص نسبی) نسبت است به قنبل، و آن نام اجدادی است. (لباب الانساب) (انساب سمعانی). رجوع به قنبل شود.[ قُمْ بُ ] (ص) در تداول، مدور. گرد: گرد و قنبلی.[ قُمْ بُ ] (اِخ) احمدبن عبداللََّه بن قنبل مکنی به ابوسعد. از محدثان است. وی از امام محمدبن ادریس شافعی روایت کند و از او ابوالولیدبن ابوالجارود روایت دارد. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «قنبلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر