معنی قنبرعلی
7 بازدید
[ قَمْ بَ عَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان قمرود بخش مرکزی شهرستان قم، واقع در ۲۵هزارگزی شمال خاوری قم. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۲۳۰ تن است. آب آن از دو رشته قنات و محصول آن غلات، صیفی، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله و شترداری و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ کله کو هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قَمْ بَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد، واقع در ۳۰هزارگزی شمال باختری الشتر و ۲هزارگزی باختر شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاهان. موقع آن دامنه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۱۸۰ تن است. آب آن از چشمه ها و محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ کولیوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «قنبرعلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر