معنی قنبانی
7 بازدید
[ قَمْ ] (ص نسبی) نسبت به قنبان. (معجم البلدان). رجوع به قنبان شود.[ قَمْ ] (اِخ) محمدبن عبدالبر، مکنی به ابوعبداللََّه معروف به کشکینانی. از محدثان ثقه بود. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «قنبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر