معنی قناقن
5 بازدید
[ قُ قِ ] (ع ص، اِ) مهندس آب. (اقرب الموارد). آب شناس در کاریز کندن و در صحرا. (منتهی الارب). کسی که میزان آب را در عمق زمین می شناسد و برای بیرون آوردن آب به کندن زمین میپردازد. اصمعی گوید این کلمه فارسی معرب است و ابوحاتم گوید مشتق از بکن فعل امر از «کندن» فارسی است. (المعرب ص ۲۶۱). ج، قَناقِن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قِنقِن شود. || انه لقناقن؛ به کسی گویند که چیزی بر او پنهان نباشد. (از اقرب الموارد).[ قَ قِ ] (ع ص، اِ) جِ قُناقِن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قُناقِن کلمه شود.
کلمات همقافیه با «قناقن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قن» برای سرودن شعر