معنی قناطری
5 بازدید
[ قَ طِ ] (ص نسبی) نسبت است به قناطر و آن موضع یا محله ای است به اصفهان. || نسبت است به قناطر و آن شهری است به اندلس. (منتهی الارب). رجوع به قناطر شود.[ قَ طِ ] (اِخ) احمدبن سعیدبن علی. از راویان است و منسوب است به قناطر یکی از شهرهای اندلس. (منتهی الارب).[ قَ طِ ] (اِخ) احمدبن عبداللََّه. رجوع به احمدبن عبداللََّه بن اسحاق شود.[ قَ طِ ] (اِخ) حسن عبدالوهاب مکنی به ابوعلی از شاعران است. دیوان شعری دارد که بسال ۱۹۱۲ م. در مصر چاپ شده است. (از معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۵۲۹).
کلمات همقافیه با «قناطری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر