معنی قنازع
4 بازدید
[ قَ زِ ] (ع اِ) جِ قُنزُعَة. رجوع به قنزعة شود. || بلاها. || بقایای گیاه نصی و کوهان شتر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || سخنان زشت و ناهنجار. || مردم خرد و کوچک. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قنازع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زع» برای سرودن شعر