معنی قناذع
3 بازدید
[ قَ ذِ ] (ع اِ) جِ قُنذُعَه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). به معنی موی گرداگرد سر. (آنندراج). رجوع به قنذعة شود. || بلاها. || سخن زشت و فحش. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قناذع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذع» برای سرودن شعر