معنی قنات نو
4 بازدید
[ قَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان قنقری پائین (سفلا) بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده، واقع در ۲ هزارگزی باختر سوریان و ۵هزارگزی خاور شوسهٔ اصفهان به شیراز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۴۳۱ تن است. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، حبوبات، انگور و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ قَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بوانات بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده، واقع در ۷هزارگزی جنوب خاوری سوریان، و ۶۷هزارگزی شوسهٔ شیراز به اصفهان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۵۶ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، انگور و گردو و شغل اهالی زراعت و باغبانی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ قَ نُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان فسا ، واقع در ۷هزارگزی جنوب باختری فسا و ۴هزارگزی باختر شوسهٔ جهرم به فسا. سکنهٔ آن ۳۹ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ قَ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، واقع در ۳۴هزارگزی جنوب خاور سبزواران و ۶هزارگزی راه دوساری به کهنوج. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیری مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۵۲ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، برنج و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قَ نُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، واقع در ۴۴هزارگزی جنوب خاوری سبزواران و یک هزارگزی جنوب راه مالرو سنگ سفید به کزساله. سکنهٔ آن ۱۲ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «قنات نو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر