معنی قمین
5 بازدید
[ قَ ] (عِ ص) شتاب تیزرو. (منتهی الارب). سریع. (اقرب الموارد). || حجی. حری. جدیر. خلیق. ازدر. درخور. قابل. سزاوار و لایق. || (اِ) گلخن حمام. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قمین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر