معنی قمیری
7 بازدید
[ قَ ری ی ] (ص نسبی) نسبت است به قمیر. مؤلف اللباب آرد: گمان دارم ضبط این کلمه بضم قاف و فتح میم باشد. رجوع به اللباب شود.[ قُ مَ ری ی ] (ص نسبی) نسبت است به قمیر. (اللباب فی تهذیب الانساب). رجوع به قُمَیر شود.[ قَ / قُ مَ ] (اِخ) ذویب بن حلحلةبن عمروبن کلیب بن اصرم بن عبداللََّه بن قمیر صاحب بُدن رسول خدا(ص) است و گویند، ذویب بن حبیب بن حلحلة. ابوحاتم رازی ذویب بن حبیب را کس دیگری میداند و گوید: وی یکی از افراد طایفهٔ بنی مالک بن افص است و همان است که صاحب بدن پیغمبر است و ذویب بن حلحله از طایفهٔ بنی قمیر است که وقعهٔ فتح پیغمبر را شاهد بوده و پدر قبیصه است. (اللباب فی تهذیب الانساب).[ قُ مَ ] (اِخ) زهیربن محمدبن قمیربن شعبهٔ مروزی از راویان است وی از عبدالرزاق بن همام و جز او روایت کند و از او یحیی بن محمدبن صاعد روایت دارد. (اللباب).
کلمات همقافیه با «قمیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر