معنی قموح
4 بازدید
[ قَ ] (ع ص) شروب. (لسان العرب). بسیار نوشنده.[ قُ ] (ع مص) سر برداشتن شتر نزدیک حوض و بازایستادن از آب خوردن یا سر برآوردن بعد از آب خوردن. (منتهی الارب). سر برداشتن شتر از حوض و از آب خوردن بازایستادن در حالی که سیراب بود. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قموح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر