معنی قمشه
11 بازدید
[ قُ مِ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۱۸هزارگزی خاور کرمانشاه و کنار رودخانهٔ قره سو، موقع جغرافیایی آن دره و هوای آن سردسیری معتدل و سکنهٔ آن ۲۰۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن مختصر غلات، چغندر قند، صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد و از طریق صالح آباد در تابستان بسختی اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قُ مِ شَ ] (اِخ) نام محلی کنار راه کرمانشاه و قصرشیرین میان چشمه سفید و ماهیدشت، در ۵۹۱هزارگزی طهران. (یادداشت مؤلف).[ قُ مِ شَ ] (اِخ) قریه ای است در دوفرسنگی میانهٔ شمال و مغرب شیراز. (فارس نامه).
کلمات همقافیه با «قمشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر