معنی قمشلو
15 بازدید
[ قَ مِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه، واقع در ۱۳هزارگزی شمال باختری قره آغاج و ۱۲هزارگزی جنوب شوسهٔ مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۹۳ تن است. آب آن از چشمه شور و محصول آن غلات، نخود، بزرک و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ مِ ] (اِخ) دهی است از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ۶۶۵۰۰گزی جنوب خاوری مراغه و ۲۸۰۰گزی شمال خاوری شوسهٔ شاهین دژ به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۵۹ تن است. آب آن از رود آجرلو و چشمه و محصول آن غلات، حبوبات، بادام، بزرک و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ مِ ] (اِخ) دهی است از دهستان پیرتاج شهرستان بیجار، واقع در ۹ هزارگزی شمال شهر بیجار، و کنار راه عمومی مالرو بیجار به حسن آباد. موقع جغرافیایی آن تپه ماهور و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن است. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. راه در فصل خشکی اتومبیل رو است. خط تلفن حسن آباد از کنار این آبادی میگذرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ مِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان خرقان غربی بخش آوج شهرستان قزوین، واقع در ۴۰هزارگزی شمال آوج و ۱۵ هزارگزی راه عمومی. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۵۶۵ تن است. آب آن از رودخانهٔ شوراب و سیاه آب محلی و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و قالی و جاجیم و کرباس بافی است. راه مالرو دارد و ماشین تا نزدیکی آبادی می توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «قمشلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر