معنی قمش
6 بازدید
[ قَ ] (ع ص) ردی و هیچکاره از هر چیز. (اقرب الموارد). ج، قُماش. (اقرب الموارد). || (مص) فراهم آوردن چیزی از هر جای. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قُ مِ ] (اِخ) ده کوچک تازه آبادی است از دهستان ماهیدشت بالا بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۳۹ هزارگزی جنوب خاوری کرمانشاه و یک هزارگزی سخر. سکنهٔ آن ۴۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قمش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مش» برای سرودن شعر