معنی قمرة
6 بازدید
[ قَ مِ رَ ] (ع ص) شب که در آن قمر باشد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ قُ رَ ] (ع اِ) رنگی است مایل بسبزی یا سپیدی یا اندک تیرگی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || ماه در شب سوم. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قمرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر