معنی قمرالدین
5 بازدید
[ قَ مَ رُدْ دی ] (ع اِ مرکب) شکرپاره در اصطلاح اهل اصفهان. (ابن بطوطة): و بها [ به اصفهان ] الفواکه الکثیرة و منها المشمش الذی لا نظیر له یسمونه بقمرالدین. (ابن بطوطة).
کلمات همقافیه با «قمرالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر