معنی قمحان
6 بازدید
[ قُ مْ مُ / قُ مْ مَ ] (ع اِ) ورس که گیاهی است زردرنگ. || سپیچه که بر روی می و مانند آن نشیند. || زعفران. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قمحان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر