معنی قماری

معنی قماری

6 بازدید
[ قَ ری ی ] (ع اِ) جِ قُمریَّه. (منتهی الارب) (غیاث): بلبلان بر موافقت فاختگان و قماری شیون و نوحه گری آغاز کردند. (جهانگشای وینی). رجوع به قمریه شود.
[ قَ / قِ ] (ص نسبی) نسبت است به قماره و آن شهری است. رجوع به قمار و قماره شود. - عود قماری؛ عودی که منسوب به شهر قماره باشد: اکلیلهای پیلانش از گوهر است و لؤلؤ صندوق پیل بانش از صندل و قماری. منوچهری. بخورانگیز شد عود قماری هوا میکرد خود کافورباری.نظامی. دماغ عالم از باد بهاری هوا را ساخته عود قماری.نظامی. بفرمودش برسم شهریاری کیانی مهدی از عود قماری.نظامی. گر او را بیشه ای با استواریست مرا صد بیشه از عود قماریست.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «قماری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید