معنی قل دادن
8 بازدید
[ قِ دَ ] (مص مرکب) در تداول، چیزی مدور را در زمین به حرکت درآوردن. چیز مدوری را با تکانی در سطحی به غلطیدن داشتن. مدحرجی را غلطانیدن بر سطحی. (یادداشت مؤلف). رجوع به غل خوردن و غل دادن شود.
کلمات همقافیه با «قل دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر