معنی قلیکندی
5 بازدید
[ قُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ۲۴هزارگزی جنوب باختری مراغه و در مسیر شوسهٔ مراغه به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۱۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ مردی و چاه و محصول آن غلات، بادام، چغندر، کشمش، زردآلو و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُ کَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر، واقع در ۳۹هزارگزی شمال ورزقان ۲۷۵۰۰گزی ارابه رو تبریز به اهر. موقع آن کوهستانی و هوای آن معتدل مایل به گرمی مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۸۴ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و جنگل و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ۶۳هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ۴۵هزارگزی شمال خاوری شوسهٔ شاهین دژ به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۵۳ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، نخود، بزرک و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر، واقع در ۵۱ هزارگزی شمال شهر ملایر و ۵هزارگزی خاور راه شوسهٔ ملایر به مهران. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۳۶ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، انگور، صیفی و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالی و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قلیکندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر