معنی قلیة
7 بازدید
[ قِ لْ لی یَ ] (ع اِ) همه. (منتهی الارب). جماعت. (اقرب الموارد). گویند جاءوا بقلیتهم؛ ای بجماعتهم و لم یدعوا ورائهم شیئاً. اکل الضبب بقلیته؛ ای بعظامه و جلده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قِ لْ لی یَ ] (ع اِ) بنائی است شبیه معبد ترسایان. (منتهی الارب). شبه الصومعه. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قلیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر