معنی قلوجی
5 بازدید
[ قَ لْ لو جی ی ] (ص نسبی) نسبت است قلوجه. (از لباب الانساب). رجوع به قلوجه شود.[ قَ لْ لو جی ی ] (اِخ) جمیل پدرعباس همدانی، مکنی به ابوزید. از راویان است. وی از عمربن خطاب روایت کند و مجهول است. (از انساب سمعانی) (لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «قلوجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر