معنی قلهی
4 بازدید
[ قَ / قَ لَ ها ] (اِخ) موضعی است نزدیک مدینهٔ شریفه. (منتهی الارب). دهی است بزرگ. (معجم البلدان).[ قَ لَ هی ی ] (اِخ) حفیره ای است از سعدبن ابی وقاص که چون عثمان به قتل رسید و سعد از مردم کناره گرفت در این حفیره رفت و دستور داد که چیزی از اخبار و جریان کارهای مردم را به وی نگویند تا مردم باهم صلح و سازش کنند و قلهیا نیز روایت شده ولی آنچه در اشعار آمده همان قلهی است. در نوادر ابن الاعرابی که ثعلب از آن نوشته است آمده: ابومحمد گوید: قلهی نزدیک مدینه است. (معجم البلدان).[ قَ / قِ لَ ] (اِخ) (یوم...) روزی است از ایام عرب. عبس و فزاره با یکدیگر جنگهائی کردند و پس از صلح به موضع قلهی آمدند و معقل بن عوف در این باره اشعاری دارد. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قلهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر