معنی قلقلة
6 بازدید
[ قَ قَ لَ ] (ع مص) بانگ کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی). || جنبانیدن. || زدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): قلقل فی الارض؛ بر زمین زد. (منتهی الارب). || (اِصوت) بانگ قفل و کلید. (مهذب الاسماء).[ قَ قَ لَ ] (ع اِ) (حروف...) پنج حرف است و آن عبارت است از قاف و طاء و باء و جیم و دال که در کلمهٔ قطب جد یا قد طبج گرد آمده است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). یکی از تقسیمات حروف هجاست و حروف قلقله عبارت است از قاف و دال مهمله و طاء مهمله و باء و جیم. مبرد گوید: قاف از آنها نیست بلکه کاف جزو آنهاست. (کشاف اصطلاحات الفنون چ اقدام ۱۳۱۷ هـ . ق. ص ۳۵۵). رجوع به حروف قلقله شود.
کلمات همقافیه با «قلقلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر