معنی قلفتی
20 بازدید
[ قِ لِ ] (ص، ق) رجوع به غِلِفْتی شود. - پوست را قلفتی از بدن کندن؛ یک تکه بدون آنکه پاره و سوراخ شود. - قلفتی زدن؛ در تداول، به فریب چیز بدی را بجای چیزی نیک به کسی دادن. (یادداشت مؤلف). و رجوع به غلفتی زدن شود.
کلمات همقافیه با «قلفتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر