معنی قلفة
7 بازدید
[ قَ فَ ] (ع مص) برداشتن گل سر خم را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قَلف شود.[ قَ فَ ] (ع اِ) آوندهای بحرانی پر از خرما و جز آن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قُ فَ ] (ع اِ) قُلَفَه. غلاف سر نره. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). آن پوست که در ختنه ببرند. (مهذب الاسماء).[ قِ فَ ] (ع اِ) مؤنث قِلف و آن پوست درخت است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به قلف شود. || گیاهی است سبز که میوهٔ ریز دارد و بار آن را شتران به حرص تمام خورند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قلفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر